محمد تقي جعفري

9

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

قارونى تشبيه شده است نايل بسازد . اما چنان كه ملاحظه مىشود مضمون عالى از دست دادن خود طبيعى را كه به مستى ظاهرى تشبيه شده است ، با مىگلگون تعبير نموده است كه نوعى از اختلاط مضر است . 2 - آن گاه آرزو مىكند كه انسان مورد علاقه اش ، صدارت عالى بىنيازى را از راه بىاعتنايى به آرمانهاى دنيوى به دست بياورد . اين مضمون در قالب شعرى ولى بدون در آميختن به مضمون خيالى محض ، ادا شده است . 3 - اگر چه از نژاد يا از سنخ جمشيد و فريدون هم بوده باشى ، براى به دست آوردن عظمت و سرورى بايد داراى گوهر و اعتلاى ذاتى باشى . مطلبى است در نهايت عظمت كه با يك تشبيه قابل قبول بيان شده است . 4 - در سپرى كردن راههاى پر خطر رو به منزلگه ايده آل ، اولين شرط اين است كه از علايق مادى بدن بر كنار شوى . ايده آل به ليلى و بريده شدن از علايق مادى ، به مجنون تشبيه شده است با اين كه رابطهء ليلى و مجنون به عنوان يك رابطهء جنسى در ادبيات مشهور است . جاى ترديد نيست كه وصول به ايده آل و گسستن علائق مادى از روح ، بدون اعراض از غرايز حيوانى يا محدود ساختن آنها امكان پذير نيست باز در اين بيت يك مسئلهء عالى انسانى در قالب مضمون شعرى آن هم از سنخ ضد مقصود گوينده بيان شده است . 5 - بيت پنجم عالىترين حقيقت را در مناسبترين الفاظ مطرح نموده است : كاروان رفت و تو در خواب و بيابان در پيش كى روى ره ز كه پرسى چه كنى چون باشى 6 - باز يك مطلب فوق العاده عالى را با استمداد از كلمهء عشق بهره بردارى نموده مىگويد :